تسبیح

 

راز تسبیح

   نمیدانم ،چطوری خودم را در کربلا یافتم و گرم راز و نیاز با رهبر آزاد مردان ...

 راستش را بخواهید من از تظاهر به دینداری و قیافه گرفتن ها و حسین حسین کردن های میان خالی بدم میآیید و چه بسا همین مقدار ایمان ناقص ام را هم به همین منظور بعضا بروز نمیدهم تا مبادا حمل بر تظاهر شود که البته حقم دارم، اینروز ها ..که نه از دیر باز تظاهر به دین داری و تقوا آنهم در کشور های اسلامی برای رسیدن به نان و نام خیلی معمول شده که حال آدم را به هم میزند و نام پاک مولا در طول تاریخ خیلی ناجوانمردانه مورد سوء استفاده های نا جایز نابخردان و مغرضان قرار گرفته و میگیرد .

...در آنجا برای ذکر گفتن نیاز به تسبیح داشتم و واضح است که شخص مثل من کجا و تسبیح کجا !

  رفتم بازار تا تسبیحی بخرم که چشمم به همین تسبیح که عکس اش را در بالا گذاشته ام خورد و خریداری اش کردم . همین که تسبیح را در دست گرفتم احساس عجیبی برایم دست داد حس کردم از عزیزی تحفه دریافت کرده ام ، آنهم از عزیزی غایب که به این وسیله بشارت دوستی میدهد . نگاهش کردم ،رنگهایی رنگارگش پررنگ و پررنگتر میشدند و حس میکردم گرانبها ترین هدیهء دنیا را دریافت کرده ام .

 تسبیح را در همه اماکن مقدسه مثل نجف اشرف ، کاظمین ،کربلا و سامرا تبرک کردم و در طول زیارت با آن ذکرگفتم .

 حالا حس عجیبی نسبت به آن دارم ،تا دنبالش می گردم و پیدایش نمی کنم دلهره یی بزرگی میگیرم که مبادا گم اش کرده باشم و به محض پیدا کردنش چشمانم برق میزنند.

 زمانیکه یک کم ، کمی کم شاید به اندازهء ذره افلاکی میشوم میبینم تسبیح ام از روز های قبل پررنگتر و پر جلاتر است و حتی بوی خوش زیارت و اماکن مقدسه میدهد .

 ...و زمانیکه ارتباطم با آن بالای بالا ها قطع ـ قطع است ،می بینم رنگ  تسبیح ام مکدر ـ مکدر است و دیگر نه آن جلایش را دارد و نه آن رایحهء خوش را .

 گمان نکنید که دارم توصیفات و تشبیحات ادیبانه به کار میبرم ، نه به خدا عین چشمدید ام را حکایه می کنم ،حال من مانده ام و راز این معما : که چطور عین تسبیح  گاهی چنان پررنگ و با جلایش و  خوشبو و گاهی چنین بی رنگ و رو .

  حالا شما کمکم کنید و بگویید نظر شما در این مورد چیست .

  نکند رازی در نگاه کردن من نهفته باشد نه در تسبیح رنگارنگم ، که گاهی چنان و گاهی چنین می بیند ........................شاید .

 

 

 

 

 

 

/ 1 نظر / 105 بازدید
Ashenaye gharibeh(mahya)m

چه تسبيه خوش رنگی، اگر ميبينی که با نزديک بودنت با اون بالا بالا ها تسبيهت خوش رنگتر ميشه، پس نتيجه ميگيريم که خودت هم خوش رنگو زيبا ميشی، چرا پس اين ارتباط را پايدار نگاه نداريم؟ قصده نصيحت ندارم، يک نظری بود فقط، البته خودم به ان نظرها بيشتر نياز مند هستم از اونجا که ارتباط با اون بالا ها خيلی خيلی کمرنگ، و تسبيهم داره کم کم رنگش رو از دست ميده... :(:(:(