چهره ای دیروز و امروز کابل

 

     چهره ای دیروز و امروز کابل 

    چهره ای امروز کابل چقدر با دیروز اش متفاوت است ، زمانیکه من متعلم مکتب بودم هر روز صبح آسمان آبی و لاجورد فام کابل دل آدم را باز میکرد و نسیم صبجگاهی همراه با عطر درخت های عکاسی ( در فصل بهار )گیسوان دخترکان کالا سیاه و چادر سفید مکتبی را نوازش میداد ، ولی حالا آسمان مکدر و هوای آلوده در این شهر بیداد میکند

 

      هر چند بعضی از متعلمین مکتب صبحانه شان چای بدون بوره و پارهء نان خشک بود اما هنوز کسی امید را  از ایشان ندزدیده بود   اکثریت زنده گی بخور و نمیر داشتند و بعضی ها هم کمی پولدار تر بودند اما مثل امروز تفاوت تا جایی نبود که یکی بخاطر نداشتن صد افغانی شاهد مرگ طفل اش باشد و دیگری در یک شب ( عروسی ، شیرنی خوری ، ختنه سوری ........ ) صد هزار دالر را مصرف کند .

       دریای کابل اگر چه زیاد آب نداشت اما زنان در آن گلیم و قالین میشستند و مانند امروز حال و روز معتادین در آن در حال گرفتن مواد دل آدم را به درد نمیآورد . هر منطقه برای خودش مسجدی داشت که گه و بیگاه از مشکلات درمانده گان در آن یادمیشد اگر چه همیشه درمانی برای درد آنها نداشتند اما امروز ده ها نفر در روز از درد بی خانمانی ، گرسنگی ، اعتیاد ......... جان میدهند و هیچکی عین خیال اش نیست شاید از بس این وضعیت زیاد است برای همه تکراری  و عادت شده ............................. هی دل غافل !

     هر کی لطف خارجی را همراه دارد و پیش به اصطلاح خارجی ها کار میکند و هر کی هم که در خارج کاریگر دارد و هر کس که دست اش در دسترخوان کرزی دراز است نان اش در روغن است و دیگران ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      دیگر برای کسی مطرح نیست که همسایه اش از گرسنگی میمیرد و یا پول را از کدام درک پیدا میکند مهم فقط اینست که در سیالی شریکی عقب نماند کرزی کجکول گدایی در گردن دور دنیا میگردد و نام افغانستان در زمرهء فقیر ترین کشور های جهان ثبت است اما هیچکی در دنیا به غیر خود افغانی ها نمیداند که مردم همین فقیر ترین کشور وقتی دست اش برسد صد هزار دالر که بیشتر از آنرا برای خود عروسی میگیرد و دست اندر کاران مملکت عوض آبادکردن کشور و به دردمردم رسیدن فقط به فکر جیب های شان هستندو در خانه های کاخ مانند در بی خیالی محض با عیال و بچه های ناز پرورده شان زنده گی میکنند و برای بچه های بزرگ شان که در اروپا به سر میبرند خانه های میلیون دالری خریداری میکنند و بعد از هر وعده غذای شکم سیر آروق زده و شکرخدا را به جای میآورند که یک عمر جهاد شان بلاخره به نتیجه رسیده و نمرده و با اهل و عیال ثمر اشرا میبینند .   خدا همه را هدایت به خیر کند مردم ما را هم ............آمین !

/ 8 نظر / 62 بازدید
پویش

با سلام، زندگی در افغانستان از دیرباز به اینطرف با افراط و تفریط بوده است، زمانیکه در دهات افغانستان مردم از به مکتب رفتن دختر و بچه شان هراس داشتند درکابل اما، زنان با دامن کوتاه و سر برهنه راه میرفتند. حال که از آن روزها بمراتب دور شدیم. از مسلمانی هم ریا کاری اش باقی است و بس.

Torkman Boy

afghanestan shode maydane boz kashi, mafiyaye dakheli, dast deraziye keshvar haye hamsaye, va dast neshandehayash, che mitavanim bishtar az in dashte bashim.

alireza12113

عالیبود متنتان من آبادی کشور را در گرو تغییر دیدگاه ها میبینم تا زمانی که دید اکثر مردم تغییر نکند همان آش است وهمان کاسه

رضا

░a░f░g░ با سلام و خسته نباشید. وبلاگ پر محتوای داری. انجمن تخصصی افغانستان در نظر دارد در بخش فرهنگ و هنر و علوم انسانی مدیر فعال جدب کند. امیدوارم به ما بپیوندید. www.afg-group.net انجمن تخصصی افغانستان طرح جمع آوری متخصص های افغانستان

دانشگاه مجازی المصطفی

با سلام دانش پژوه و فرهیخته گرامی بدینوسیله به استحضار جنابعالی میرسانم که دانشگاه مجازی االمصطفی اقدام به برگزاری یک دوره کارگاه مهارت افزائی کوتاه مدت نموده است. شرکت در این دوره برای عموم ازاد بوده و هیچ شرط سنی و تحصیلی ندارد و بصورت رایگان و کاملا در فضای مجازی برگزار میشود مزایا 1- اعطا گواهی پایان دوره توسط دانشگاه 2- اولویت در جذب دورهای بلند مدت برای ممتازین و فعالین دورها 3- شرکت در کلاس های آن لاین پرسش و پاسخ 4- استفاده از اساتید متخصص هر رشته 5- آشنایی با شیوه آموزش مجازی شماره تماس با ما 2114159-0251 لینک دوره عرفان های نوظهور در زیر موجود میباشد لطفا به سایر دوستانتان اطلاع رسانی نماید با تشکر http://www.aou.ir/short-course-lessons.php?CID=978&lang=fa

علی

خواهر عزیز کلگی گپ هایتان صحیح است. وطن را من هم آشفته دیدم. و عجیب!!! آنچه از افغانستان دیدم بسیار شگفت انگیز بود. یک نمونه اش این که در همین وطن که یکی از فقیر ترین کشورهای دنیا است آدم هایی هم وجود دارند که در لست میلیونر های جهان قرار دارند. خدا خودش دست ما ره بگیره.

لاله

من یک ایرانیم از شهر حافظ. از شیراز. جایی که میزبان خیل عظیمی از افغان ها بوده است. من هم مثل نیاکان خود طبع نوشتن دارم و به خاطر وطنم می نویسم. نوشته شما درباره خاطرات سفرتان به ایران را خواندم و مایه شرمساری است که با دیدن چند ایرانی دیپلمه به چنین برداشتی رسیده اید. من احمد شاه مسعود را می شناسم و به او به عنوان یک ازاده احترام می گذارم، اما طالبان را هم می شناسم از آنها منزجرم. من به عنوان یک ایرانی روشنفکر همه افغان ها را طالبان نمی دانم، همان طور که همه آنها را مجاهدین آزادی راه افغانستان نمی خوانم. اما شما که داعیه فرهنگ و سواد دارید چطور این همه عقده و نفرت خود را در لفافه روشنفکری پیچیده و در وبلاگی که میزبانش در ایران است به ایرانیان هتاکی می کنید؟ کشور شما هنوز صد سال نیست که مسقل شده است. شما زمانی جزو همین خاک بودید. جزئی از ایران آن وقت چطور است که با دیدن چند ایرانی مشت را نمونه خروار می کنید؟ ایران سرزمینی است که هرگز تن به اسارت نداده است. ایرانی مغرور است و هیچگاه لگدکوب مهاجمان شوروی نبوده، هرگز امریکا برای آزادی اش دست به کار نشده و در درون خودش همدیگر را ندریده اند. ایران جایی است که عرا